بعد از ظهر روز چهارشنبه روی دانشگاه آمریکایی افغانستان حمله شد. در نتیجه آن 13 کشته و بیش از 40 فرد نظامی و ملکی زخمی شد.
شورای امنیت ملی افغانستان جلسه اضطراری تشکیل داد. ریاست عمومی امنیت ملی اسنادی را به شورای امنیت ارائه نموده بود که نشان می داد؛ حمله در خاک پاکستان طراحی و سازماندهی شده بود. در پی آن اشرف غنی، رئیس جمهور با راحیل شریف، رئیس ستاد ارتش پاکستان تلفنی صحبت نمود و از او خواست تا علیه برنامه ریزان حمله بر دانشگاه آمریکایی افغانستان اقدام جدی نماید. در مقابل، راحیل شریف نیز به رئیس جمهور اطمینان داد بعد از بررسی موضوع از چگونگی اقدامات به دولت افغانستان معلومات خواهد داد.
ریچارد اولسن، نماینده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان و جان نیکلسون، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان به پاکستان رفته است و روی امنیت منطقه ای، چگونگی کنترل و مدیریت مرز مشترک افغانستان و پاکستان، ثبات منطقه با راحیل شریف، رئیس ستاد ارتش پاکستان بحث و تبادل نظر نموده است. در میان اما، با غیبت دیپلماسی حکومت افغانستان مواجه می باشیم. بر مبنای ادعای ریاست عمومی امنیت ملی اسناد و شواهد کافی از روابط سازمان های استخباراتی پاکستان با گروه های تروریستی و دهشت افکن در خاک افغانستان در دست دارد. با این حال، دستگاه دیپلماسی افغانستان عملا هیچ گونه اقدام برای جلب توجه و فشار بین المللی علیه پاکستان نمی کند. هزینه دیپلماسی منفعل اما، فاجعه بار بوده است.
چارلس کلفلند، سخنگوی ماموریت حمایت قاطع میگوید که در جریان هشت ماه گذشته، بیش از پنج هزار نیروی امنیتی افغانستان در جنگ کشته شده اند. آمار تلفات غیر نظامیان نیز دو برابر افزایش یافته است. این تمام هزینه نیست که جنگ تحمیل نموده است هزاران خانواده بر اثر بیجا شده اند. اقتصاد کشور با رکود مواجه شده است. هزاران شهروندان کشور راه پر خطر مهاجرت را در پیش گرفتهاند و بسیاری ها در آب ها غرق و به کام نهنگ ها فرو رفته اند. سرک ها، ساختمان ها دولتی، خانه های مسکونی، پل ها و پلچک ها ویران شده اند. با وجود همه این ها دستگاه دیپلماسی کشور قادر نیست کشورهای منطقه را متقاعد سازد که افغانستان با ثبات و امن خطری برای آن ها نیست و ثبات و امنیت در افغانستان به مثابه ثبات و امنیت کشورهای منطقه است.
قریب به دو سال پیش، اشرف غنی قدرت سیاسی را به دست گرفت و کشورهای منطقه و همسایه را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داد. به چین، پاکستان، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا سفر نمود. نتیجه سفر های او نشست های چهارجانبه گفتگوی صلح با غیبت گروه طالبان و با شرکت افغانستان، پاکستان، ایالات متحده آمریکا و چین شد. چهار دور این نشست با شرکت مقامات بلند پایه چهار کشور برگزار شد. در دور پنچم این نشست سفیر و نماینده خاص رئیس جمهور در امور پاکستان حضور داشت. در پایان دور چهارم نشست چهار جانبه از گروه های مخالف مسلح دولت دعوت شد تا نماینده های با صلاحیت خود را به اسلام آباد جهت گفتگو بفرستد. اما، به جز حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار هیچ گروهی حاضر به گفتگو نشد. این در حالی است که پاکستان متعهد شده بود تا گروه های مخالف مسلح دولت را به میز مذاکره بکشاند. پاکستان همچنین متعهد شده بود اگر گروه های مخالف مسلح دولت افغانستان حاضر به گفتگو و مصالحه نگردد این کشور علیه آن ها اقدامات نظامی خواهد نمود.
گروه طالبان از شرکت در گفتگوی صلح ابا ورزید. حکومت پاکستان نیز هیچ اقدامی علیه آن ها نکرد. در حالی که سرتاج عزیز، مشاور روابط بین المللی نخست وزیر پاکستان گفته بود که رهبران گروه طالبان در پاکستان به سر می برد و از خدمات صحی این کشور استفاده می کند. این مسئله موجب شد روابط کابل-اسلام آباد تیره گردد. در مقابل، روابط افغانستان با هند گسترش یافت. افغانستان توافقنامه بندر چابهار را با ایران و هند امضا نمود. اجناس پاکستانی تحریم شد. همه این ها ممکن است به پاکستان ضربه وارد نماید اما، فراموش نباید کرد که ما بیش از پاکستان متحمل هزینه های سنگین شده ایم. هزینه های که در بالا متذکر شدم تنها بخش از آن هاست. تیرگی روابط با پاکستان بیش از آن که یک موفقیت باشد یک شکست است. آن هم در شرایطی که ما می دانیم پاکستان در پشت سیاست بی ثباتی افغانستان قرار دارد.
چندی پیش، آمریکا کمک های نظامی خود را به پاکستان متوقف کرد. زلمی خلیلزاد، سفیر پیشین ایالات متحده آمریکا در افغانستان نیز اظهارات مبنی بر حمایت پاکستان از گروه طالبان و شبکه حقانی به میان آورد. در آن زمان تحلیل ها بر این محور می چرخید که دستگاه دیپلماسی افغانستان فعال شده است و در ایالات متحده آمریکا فعالیت های علیه پاکستان شروع نموده است. اما، جنجال ها هیچ نتیجه ای در پی نداشت. اگر چه کمک های نظامی آمریکا تا هنوز به پاکستان داده نشده است اما، قطع کمک ها هیچ نتیجه برای ثبات و امنیت افغانستان نیز نداشته است. بنابراین، دستگاه دیپلماسی ما همچنان در انفعال به سر می برد و هیچ گزینه ای برای بهبود روابط با پاکستان روی دست ندارد. بنابراین، ناامنی در افغانستان ادامه خواهد داشت.
انفعال دستگاه دیپلماسی کشور ریشه در فقدان استراتژی در سیاست خارجی ما دارد. در ماده شصت و چهارم قانون اساسی کشور آمده است که تعیین خطوط اساسی کشور از وظایف و صلاحیت های رئیس جمهور است تا آن را تدوین به تصویب شورای ملی برساند. تا هنوز، خطوط اساسی کشور تدوین نشده است. رئیس جمهور کرزی و اشرف غنی، رئیس جمهور کنونی کشور به این مسئله اهتمام نورزیده است. شورای ملی نیز به صورت جدی از رئیس جمهور خواهان تدوین خطوط اساسی کشور نشده است. از این جهت، سیاست خارجی در سخنران و رفتارهای شخص رئیس جمهور تبلور یافته است. فقدان استراتژی و خطوط اساسی کشور باعث شده است که ما سیاست های بالمقطع در قبال کشورهای اتخاذ نمایم و سیاست ما قادر به پیش بینی وضعیت های خاص نباشد و نتواند گزینه بدیل برای دوام سیاست خارجی و روابط خارجی با یک کشور باشد. به همین خاطر، ما فراز و نشیب زیادی را در روابط با کشورها شاهدیم. به همین خاطر، ما هزینه می پردازیم. آنچه ناامید کننده است این است که چشم انداز روشن برای بهبود در روابط خارجی ما دیده نمی شود. هیچ اقدامی برای تدوین خطوط اساسی سیاست کشور نیز برداشته نشده است. اراده کافی برای این مهم نیز در وجود ندارد. نه رئیس جمهور به دنبال آن است و نه شورای ملی اراده برای تحت فشار قرار دادن رئیس جمهور غنی دارد.
بنابراین، وضعیت کنونی و تدوام جنگ تا حدی زیادی ریشه در انفعال دستگاه دیپلماسی کشور دارد. تا زمانی که دستگاه دیپلماسی کشور فعال نگردد ما همچنان هزینه خواهیم پرداخت و بی ثباتی و ناامنی ادامه خواهد داشت. با این حال، این تنها یک جنبه قضیه است سیاست داخلی ما در قبال گروه های تروریستی جنبه دیگری قضیه است که فرصت برای پرداختن آن در این جا نیست.